۱۳۹۱ مهر ۳۰, یکشنبه

روی خط سود و خون و خودکشی


روی خط سود و خون و خودکشی

ماه گذشته با تعیین تاریخ ورود گوشی‌های هوشمند «آیفون5» به بازار هزاران نفر از شب قبل جلو فروشگاه‌های اَپِل در کشورهای مختلف صف کشیدند تا جزو اولین کسانی باشند که صاحب نسخۀ جدید «آیفون» می‌شوند. از قبل، مطبوعات و رسانه‌های جمعی روز ورود «آیفون5» به بازار را اطلاع دادند و از صف هایی که «حتما تشکیل خواهد شد» گفتند. بعد هم گزارشات متعددی از این صف‌ها دیدیم و شنیدیم.
پوشش رسانه‌ای که تب «آیفون» را تشویق و تشدید می‌کند، کیش شخصیتی که حول استیو جابز (بنیان گذار و طراح اصلی اپل) شکل گرفته است، تصویر جعلی سرمایه‌داری «مترقی» و خفنی که از اپل با شعار «متفاوت فکر کن!» ارائه شده، همه بخشی از ساختار مغزشویی بازرگانی است. یا به زبان امروزی بخشی از سیاست بازاریابی موفقی است که باعث می‌شود مردم گوشی خود را که فقط یک سال پیش حدود 800 دلار خریده‌اند دور بیاندازند و گوشی جدیدی بخرند که وزنش چند دهم گرم کمتر است، تصویرش چند پیکسل بیشتر و....
جوان 19 ساله‌ای که نزدیک به 17 ساعت مقابل یکی از فروشگاه‌های اپل در فرانکفورت ایستاده بود به خبرنگاری گفت «هیچ چیز باحال‌تر از این نیست که اولین نفر باشی.... حالا می‌برمش خانه و بسته‌اش را آهسته و با لذت باز می‌کنم.... از سکس هم بهتر است.» و به این ترتیب امروز اپل موفق ترین سرمایه آمریکاست. سودی که در چهار ماهه اول سال 2012 تولید کرده سیزده میلیارد دلار است. این در حالی است که کل در آمدهای شرکت اپل طی همین دوره حدود 46 میلیارد دلار بوده است. فروش «آیفون»، 821 در صد افزایش داشته و امروز به بیش از 37 میلیون دستگاه رسیده است. روز 12 سپتامبر همزمان با ورود «آیفون 5» به بازار، بنگاه مالی «جی پی مورگان» اعلام کرد: «این وسیلۀ جدید قاعدتا باید تولید ناخالص ملی آمریکا را بالا ببرد چرا که نیم درصد از کل فعالیت اقتصادی آمریکا را بازنمایی می‌کند.» خبرنگار سی ان ان نیز گفت: «همه امیدوارند که شاید این تکه فلز کوچک اقتصاد آمریکا را نجات دهد.» 
ولی پشت فروش عظیم «آیفون» چه بهایی پرداخته می‌شود؟ این سودهای نجومی از کجا می‌آید؟ انسان هایی که محصول کارشان قرار است اقتصاد آمریکا را نجات دهد کیانند؟
آسیا
اواسط مهر ماه امسال (5 اکتبر) خبر اعتصاب هزاران کارگر کارخانۀ فاکسکان (Foxconn) در چین برای چند لحظۀ کوتاه و ناپایدار در بعضی از رسانه‌ها انتشار یافت. این اولین باری نبود که کارگران این کارخانه دست به اعتراض می‌زدند. چند ماه پیش در اعتراض به بدرفتاری نیروی حراست کارخانه با کارگران و در پی لت و کوب یکی از کارگران، جو متشنج شد. پلیس مداخله کرد. به دنبال درگیری 2000 کارگر با پلیس، کارخانه به مدت یک روز تعطیل شد. ولی آن چه جهانیان را متوجه وجود سازندگان «آیفون» کرد، خودکشی کارگران بود. در سال 2010 فقط در عرض یک ماه 18 کارگر فاکسکان خود را از پنجره‌های خوابگاه به آغوش مرگ پرتاب کردند که فقط 4 نفرشان زنده ماندند. خودکشی کارگران به حدی متداول و از لحاظ خبری دردسرساز شده که فاکسکان دور تا دور ساختمان‌ها را تور نصب کرده تا جلو سقوط کارگران و مرگ احتمالی‌شان را بگیرد.
فاکسکان یک تولید کننده معمولی نیست. این مجتمع عظیم بخشی از شرکت تایوانی هون‌های (Hon Hai  Precision Industry Co) است که بزرگترین سازنده ابزار الکترونیک جهان و طرف قرارداد بسیاری از شرکت‌های آمریکایی به حساب می‌آید. اپل یکی از مهمترین مشتریان فاکسکان است. فاکسکان در چین مستقر است و بیش از یک میلیون کارگر دارد. از این تعداد 420 هزار نفر در مجتمع منطقه شنزن مشغول کارند. از ذوب آلومینیوم برای ساختن روکش «آیفون» گرفته تا برق انداختن صفحه‌های تلفن همه در این مجتمع انجام می‌شود.
یک خبرنگار چینی که به مدت یک ماه تحت پوشش کارگر در مجتمع فاکسکان در شنزن کار کرده از شرایط کار چنین گزارش می‌دهد: «شک نکنید فشار کار است که کارگران را به خودکشی می‌کشاند. شرایط این کارگران نوعی بردگی قراردادی است. ساعت‌های طولانی کار می‌کنند. کار تکراری است. دستمزدشان ماهی 156 دلار است که حداقل‌های معیشت را هم تامین نمی‌کند و اغلب مجبور به اضافه کاری‌اند.... در بسیاری از قسمت‌ها کارگران حق نشستن ندارند. آن ها گاهی قطعه‌ای را زمین می‌اندازند چون فکر می‌کنند چندک زدن به بهانه برداشتنش کمی از خستگی‌شان می‌کاهد و نوعی استراحت است.»
«چن» دختری است که در کارخانه فاکسکان در منطقه «چنگ – دو» کار می‌کند. حداقل هفته‌ای 60 ساعت. ولی هستند بسیاری که هفته‌ای 76 ساعت و گاهی ده، یازده روز بدون تعطیلی کار می‌کنند. برای ماهانه 051 دلار. کار بی نهایت یکنواخت و ملال آور است. از کار به رختخواب می‌رود و صبح به محض بیدار شدن به سر کار بر می‌گردد. او به همراه سه کارگر دیگر در یکی از اتاق‌های خوابگاه 50 هزار نفری کارخانه شب را سر می‌کنند.
وضعیت «ژانگ»، که او هم زندگی‌اش به کارگاه و خوابگاه خلاصه می‌شود بهتر نیست. در مجتمع شنزن انضباط نظامی برقرار است و گاردهای مسلح کارخانه را در کنترل دارند. ژانگ می‌گوید کارگران حق صحبت با یکدیگر را ندارند. مهلت استفاده از سرویس بهداشتی حداکثر 01 دقیقه است. خط تولید بی وقفه می‌گردد و کار، شبانه روزی است. ژانگ باید روزانه 5000 بار یک نقطۀ گِرد را با دست به روی یکی از قطعات سینی اصلی (مادر بورد) بچسباند.
سیاست اَپِل این است که ورود مدل‌های جدید همواره با سورپرایز همراه باشد ـ و مدل‌های جدید در ابتدا کمتر از تقاضا عرضه شود. بنابراین ذخیره‌ای در انبارها نیست و وقتی روز ورود به بازار تعیین می‌شود کارگران باید شبانه روز کار کنند تا تولید به حد نصاب برسد.  مدت اضافه کاری ماهانۀ کارگران گاه به 001 ساعت می‌رسد. یعنی 100 ساعت اضافه بر ساعات کار معمولی. در ماه مه 2010 یک کارگر فاکسکان بعد از 34 ساعت کار مداوم از شدت خستگی روی خط تولید جان داد.
جهانی سازی و سیاست‌های به اصطلاح «آزادسازی اقتصادی» به استفاده بیش از پیش از نیروی کار ارزان در کشورهای جنوب و انتقال بخش‌های وسیعی از خط تولید به کشورهای جهان سوم انجامیده. شرکت اپل در کنار بسیاری دیگر از بنگاه‌های امپریالیستی با اتکا به ناموزونی و نابرابری و اعوجاج حاکم بر جهان، سودهای کلان را برای خود تضمین می‌کند. پایه و اساس این سودها، فوق استثمار کارگرانی است که بر اثر فقر، نبود قوانین حمایتی، سرکوب مبارزات سندیکایی، تحمیل انضباط فاشیستی در محیط کار و پیاده شدن سیاست‌های ریاضت کشی در کشورهای شان، مجبورند نیروی کار خود را ارزان بفروشند. بخش بزرگی از این کارگران ـ که مهاجران تازه وارد از روستاها هستند ـ برای تامین هزینه‌های معاش علاوه بر دستمزد رسمی کماکان به اقتصادهای معیشتی روستایی و روابط گستردۀ خانوادگی وابسته‌اند. از خون و عرق و فرسایش دائمی جسم و روان این کارگران است که فوق سودها از کشورهای جنوب به مراکز سرمایه امپریالیستی سرازیر می‌شود. امروز دستمزد کارگران فاکسکان حتی یک درصد قیمت یک دستگاه «آیفون» هم نیست. بیش از 30 در صد قیمت هر «آیفون»، سود خالص است.
آفریقا
کولومبایت تانتالایت یا کولتان (columbite-tantalite, coltan) یک فلز معدنی تیره رنگ است که به مقدار زیاد در مناطق شرقی کنگو یافت می‌شود. کولتان بعد از تصفیه به پودری تبدیل می‌شود به نام metallic tantalum که در مقابل حرارت مقاوم است و شارژ الکتریکی بالایی را به خود می‌گیرد. این خاصیتی حیاتی برای ساختن خازن‌ها یعنی اِلِمان‌های الکترونیکی است که سیالیت جریان را درون تخته مدارهای مینیاتوری کنترل می‌کنند. این فلز تقریبا در همۀ تلفن‌های همراه، لپ تاپ ها، دستگاه‌های بازی کامپیوتری و بسیاری ابزار الکترونیکی دیگر به کار می‌رود. رشد سریع بازار ابزار الکترونیکی و یورش شرکت هایی نظیر نوکیا، سونی و اپل برای تولید هر چه بیشتر، تجارت کولتان را به یک صنعت میلیارد دلاری تبدیل کرده و قیمت کولتان را به کیلویی 100 تا 004 دلار رسانده است. در نتیجه شرکت‌های تولید تانتالوم از معادن استرالیا و بخشی از مناطق قارۀ آمریکا دل می‌کنند و به سوی مراکز تولید ارزان‌تر و بازارهای پرسودتر روان می‌شوند. شرق کنگو از غنی ترین منابع کولتان جهان است.
استخراج کولتان در کنگو به شیوه‌های بسیار ابتدایی و طاقت فرسا صورت می‌گیرد. یک کارگر ماهر و قوی می‌تواند حداکثر روزی یک کیلوگرم کولتان استخراج کند. درآمد این معدنچیان با معیارهای کنگو بالاست و در کشوری که حقوق ماهانۀ یک کارگر از 10 دلار تجاوز نمی‌کند آن‌ها گاهی بین ده تا 50 دلار در هفته درآمد دارند.
در تاریخ کنگو معادن با ارزش الماس و طلا چیزی جز استعمار و جنگ برای مردم به ارمغان نیاورده‌اند. امروز نیز استخراج کولتان در سلطۀ جنگ سالاران است. جنگ سالاران مخوفی که حکایت جنایاتشان پایانی ندارد.
در سال‌های 1999 و 2000 با افزایش قیمت تانتالوم در بازار جهانی تولید کولتان در شرق کنگو وسعت گرفت. تجار و جنگ سالاران، خانوارهای دهقانی را مجبور به ترک زمین هایی کردند که معدن کولتان بود. در گزارشی از مجله تایم، روستاییان از خانه‌های به آتش کشیده شده گفتند، حتی وقتی که هنوز از ساکنانش خالی نشده بود. از سرهای بریده‌ای گفتند که برای ارعاب اهالی به سر چوب زده شد و در روستا چرخید. از انسان هایی که زنده زنده مثله شدند. از زبان‌ها و شست‌ها و آلت تناسلی زنان و مردان که به یادگار بریده شد.... در فاصلۀ تابستان 1998 تا بهار 2001 یعنی در کمتر از سه سال 5/2 میلیون نفر در جنگ‌های کنگو جان باختند.
برای استخراج کولتان، پارک‌های ملی و جنگل‌های سرشار از زندگی (و گونه‌های نایاب) منطقه را صاف می‌کنند. گونه‌های کمیاب گوریل و فیل و هزاران گونه دیگر در معرض انقراض قرار می‌گیرند. تخلیه روستاها و نابودی کشاورزی و منابع طبیعی، تاثیرات مخرب اجتماعی را به دنبال داشته و به شرایطی پا داده که بی شباهت به بردگی نیست. در این مناطق از بیمارستان و مدرسه خبری نیست. جاده‌ها و راه‌های آهن تخریب شده‌اند. روستاییانی که وادار به ترک زمین‌های خود شده‌اند گاهی به طور خانوادگی به بردگانی تبدیل شده‌اند که کولتان استخراج می‌کنند.
طبق گزارشاتی که توسط شورای امنیت سازمان ملل نیز تائید شده، ارتش‌های همسایگان کنگو (رواندا، بوروندی و اوگاندا) نیز در استخراج این معادن و قاچاق کولتان دست دارند و از این راه فربه‌تر و قدرتمند‌تر می‌شوند. طبق برخی برآوردها، ارتش رواندا ماهانه 20 میلیون دلار از استخراج و قاچاق کولتان کنگو در آمد دارد. هر چند این رقم نسبت به درآمد خریداران غربی کولتان قاچاق هیچ است ولی پژوهش گران مستقل و کارشناسان سازمان ملل متفق القولند که درآمد کولتان نه تنها آتش جنگ را در این بخش از دنیا شعله ور می‌کند بلکه خود یکی از علت‌های ادامۀ جنگ است. در همین ارتباط، فقر و گرسنگی که ناشی از تخلیه روستاها و از بین رفتن کشاورزی و دامداری است، در دهۀ اخیر بیش از 5 میلیون نفر را در کنگو بر اثر بیماری و سوء تغذیه به کام مرگ فرستاده است. این کشتار ضامن استخراج ارزان کولتان در کنگو است. کولتان خون آلود کنگو شاید باعث ارزان شدن قیمت کامپیوترها و «آیفون»‌های بازار نشود ولی سود کمپانی هایی نظیر اپل را افزون و جنگ سالاران را تقویت می‌کند.
تولید «آیفون» نمونه‌ای شاید کوچک ولی گویا از چرخۀ شرارت بار تولید سرمایه‌داری است. چرخه‌ای که طی آن نابرابری تشدید می‌شود، فقر گسترده و خشن‌تر می‌شود، زندگی‌ها تباه و طبیعت نابود می‌شود. همۀ مردم دنیا به تاثیر رایانه و نو آوری های الکترونیک بر زندگی جامعه اذعان دارند. ولی کمتر کسی به انسان هایی که استخوان هاشان در راه این نوآوری‌ها خرد می‌شود فکر می‌کند. برای بازاریابان اپل «متفاوت فکر کردن» در چارچوب «انتخاب» مصرفی معنی می شود. ولی در این دنیای وارونۀ سرمایه‌داری باید واقعا متفاوت فکر کرد. برای خلاص شدن از جهنم سرمایه‌داری باید واقعا متفاوت عمل کرد.  n
سیما توکلی
برگرفته از نشریه آتش شماره 11

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر